خودِ ما مقصریم
دیشب اتفاق بدی افتاده است، 26 نفر از فرزندان این کشور ناگهانی از دست رفتهاند، متاسفانه جادههای این کشور قربانگاه خیلی از مردم است، حدود بیست هزار نفر! کم نیست، واقعاً کم نیست. زمانی که در پلیس راه خدمت بودم، با خودم فکر میکردم که طی یک سال گذشته چه اقدامی برای کاهش تصادفات انجام دادهایم و تنها جوابی که به ذهنم میرسید، کلمهی هیچ بود. گاهی آمار تصادفات کاهش داشت و گاهی افزایش و البته در کل کاهش داشتیم که به نظر من، مربوط به افزایش سطح آگاهی مردم در زمینهی فرهنگِ درستِ رانندگی است.
هر کسی هم دنبال مقصر میگردد، اول از همه هم دولت، آموزش و پرورش، راهداری، پلیس، راننده و... همه جز خود ما، همه جز خودِ من. اگر بدانیم که این تنها اتفاقی نیست که هر ساله در جاده میافتد، آنوقت مسئولیتی داریم که ممکن است زیر پپدال گاز لِه کنیم و در چنین اتفاقاتی همه را هم مقصر بدانیم، جز خود عزیزمان را.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))