برمه (میانمار)
خوب، اتفاقاتی که همین الان در دنیا در جریان است، کمی نگران کننده است، هم برای من و هم فکر میکنم برای بشریت، برای من به واسطهی مسلمان بودن و ایرانی بودن و برای بشریت هم امیدوارم تاریخ تاریک نسازد. اتفاقاتی که در میانمار و سوریه در حال روی دادن هستند، از دیدهای مختلف و تحلیلهای مختلف قابل بررسی هستند، میانمار کشوری است که سالها زیر سلطهی نظامیها اداره میشده است و تازه یک سال است که در آن انتخابات برگزار شده و دولت غیر نظامی روی کار امده است، ایالات متحده هم تحریمهایش را بر روی این کشور به تازگی تقلیل داده است، منتها اتفاقاتی که در یک ماه گذشته در این کشور در جریان است، علاوه بر ما مسلمانان، فکر میکنم برای همهی جامعه بشری نگران کننده است، کشتار آدمهای بی گناه با هر دین و مسلک و با هر توجیهی نادرست است و نباید انجام شود، حالا در مورد مسلمانان برمه هم این اتفاق افتاده است، در این وانفسای رسانهای هم هر کسی ساز خودش را میزند، برخی عوامل داخلی (خبرگزاری فارس) از کشته شدن 20 هزار نفر خبر میدهند و برخی از خارجیها (بی بی سی) از کشته شدن 50 نفر خبر دادهاند، علت را هم هر کدام این طور بیان می کنند که، (به گفتهی فارس) در پی درگیری یک مسلمان با یک بودایی، فرد بودایی کشته میشود و این آغاز بد رفتاری های قومی نسبت به اقلیت مسلمان است و برخی (بی بی سی) هم میگویند که سه جوان مسلمان با تجاوز به یک زن بودایی و قتل وی، باعث ایجاد موج مسلمان ستیزی در این کشور شدهاند و دولت هم مهاجرت اجباری را برای مسلمانان رقم زده است و این یعنی آوارگی کلی انسان بیگناه.
سوریه هم برای خود داستانی است که در موردش بعداً، اگر شد، شاید صحبت کنیم.
اعتقاد من این است که هر جا قوم گرایی جای اتحاد و یکدستگی را بگیرد از این اتفاقات میافتد، حالا میخواهد ایران باشد، سودان باشد یا برمه.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))