من اگر بتوانم مثل بچهی آدم این وبلاگ
را آب دیت کنم، مطمئن باشید در آیندهی نه چندان دور شاهد ظهور یک مارکز وطنی
خواهید بود، شما را نمیدانم منتها خودم این آرزو را به گور خواهم برد، چون هنوز
در کمترین کار نوشتن (یعنی یادداشت روزانهی عمومی)، بد جور لنگ میزنم.
نمیدانم چه مرگم شده بود که میخواستم
روزنامه بخوانم، خیلی وقت بود که هوس خواندن روزنامه به سرم نزده بود، برای همین به
چند روزنامهای که در بخش "علاقهمندی"های مرورگرم ثبت کرده بودم سری
زدم، یکی از این روزنامهها خدابیامرز "بهار" بود که جز اولین روزنامههایی
بود که به آن سر میزدم، در نبود "بهار"، تصمیم گرفتم نگاهی به طیف مخالف
آن یعنی کیهان بیاندازم، در نوع خود، نگاه به روزنامهی کیهان جالب بود، صفحهی
اول روزنامه را دیدم و کمی جوش آوردم، بخشیهایی از صفحهی اول را مشخص کردم و عکس
آن را در فیس بوک قرار دادم، عصبانی بودم و حرفهایی پای عکس نوشتم که حالا در
آرامش هم آنها را تائید میکنم.
همان عکس را برای دوستان وبلاگی هم
قرار میدهم، تیترها را ببینید:
1-تظاهرات ضدآمریکایی در 400 شهر دنیا:
آی مردم خبردار باشید که این آمریکای جنایتکار را تنها ما بد نمیدانیم، همهی
عالم و آدم (400 شهر کم نیست که) با امریکا بد هستند، ببینید.
2-ظریف: عدم دستیابی به توافق هستهای
به معنی فاجعه نیست: شما را نمیدانم ولی از این دو تیتر من یکی این نتیجه را میگیرم
که کیهان دوست دارد این مذاکرات به در بسته بخورد، دوست دارد به توافقی نرسیم،
دوست دارد بگوید دیدید ما گفتیم آمریکا و غرب بد است، حالا بیائید در آغوش ما!
3-مردم ایران پس از 34 سال هنوز به
آمریکا بیاعتمادند: در راستای توضیحات پاراگراف قبلی.
سوال من این است که روزنامهی کیهان با
چه حجمی از تولید در حال انتشار است و چه کسانی در حال پرداخت پول و خرید چنین
نوشتههایی هستند؟ ها؟...