چند مدتی است که حال و روز دهان و دندانم خوب نیست، به علتی بسیار ساده، من به تازگی موجودی به نام دندانپزشک را کشف کردهام که میتواند برخی از مشکلات دندانی بنده را حل و فصل کند، برای همین یک برنامهی مدون ریختم تا دهان خودم را سرویس کنم و در اولین گام اقدام به کشیدن دندانهای عقل کردم، دندانهای عقل بیآزارم را یکی یکی کشیدم و البته الان مثل چی پشیمان هستم، چرا؟ چون دندانهای عقلم فقط در دهانم حضور داشتند و هیچ مشکلی برای من به وجود نیاورده بودند، نه دردی، نه کرمی، نه مرضی ... اما اکتشاف تازهام گفته بود که: دندانهای عقل را در اولویت قرار بده، ما هم چنین کردیم و پشیمان شدیم.
دکتر قرار بود بر روی برنامهی مدون من نظری کارشناسانه و کارگشایانه بدهد، بنابراین فرستاد تا از کل فک و متعلقات عکس بگیرم و برایاش ببرم، من هم رفتم یک سلفی از فک وحشتناکم گرفتم و آمدم، دکتر که عکس را دید، گفت: دراز بکش. دراز کشیدم و دهانم را باز کردم، سرش را در دهانم فرو بُرد و با اشاره به تک تک دندانهای موجود در دهانم میگفت: این درد داره؟ این چی؟ این؟ اینم درد نداره؟ ... بعد از سفر علمی در دهانم بازگشت چند دقیقهای سکوت کرد تا من از او پرسیدم که: دکتر جان چی شده؟ مریضی بدی دارم؟ من تحمل شنیدن دارم، بگو دکتر. دکتر رو به من اسمم را پرسید: گفتی اسمت چی بود؟ نام و نام خانوادگی را به فارسی صحیح برایاش اعلام کردم و او هم شنیدههایش را با نامی که زیر عکس نوشته شده بود مقایسه کرد، درست بود، رو به من گفت: با این دهن و دندون تو باید الان تو درد خر غلت بزنی!
در مورد حادثهی پیش آمده در گروه اجتماعی خانوادگی کمی صحبت کردیم و تمام اعضای گروه به این نتیجهی اساسی رسیدند که من در مورد بهداشت دهان و دندان دچار فقر فرهنگی هستم و باید مدتها قبل دربارهی من پروژهی فرهنگسازی انجام داده میشده که نشده، این طور وقتها که نگاه شماتت بار سایرین را (هر چند از راه دور) بر روی خودم حس میکنم، به فکر فرو میروم و به دنبال علت و علل اشتباههای احتمالی میگردم، در این مورد هم این اتفاق افتاد ولی من از واژهی فرهنگسازی فراتر نرفتم، چون این عبارت خیلی کلی بود و باید چه اتفاقی در من یا برای من میافتاد تا بشود گفت فرهنگسازی روی داده است، نه فقط دربارهی دندان، بلکه دربارهی همهی چیزهایی که تا پایان زندگی با آنها روبرو خواهم شد.
...
به نظر من این فرهنگسازی جنبههای راحتتری هم دارد، یک فرمول دارد که با گسترش کاری خاصی در جامعه میشودتوقع داشت فرهنگ عمومی بالا رفته است و میشود کاری کرد که فردی در ابتدای دههی چهارم زندگی خود با مشکل فرهنگی روبرو نباشد. به نظر شما آن فرمول ساده میتواند چه چیزی باشد؟