اوضاع زیاد خوب نیست، یک اشتباه من سر کار باعث شد، صد در صد شرکت درگیر بشن و حداقل نصف پرسنل زیر سوال برن. عمق فاجعه خیلی بیشتر از این حرف هاس و عواقب اون اشتباه لعنتی هنوز تموم نشده و قرار نیست به این زودی‌ها تموم بشه

از وقتی متوجه شدم سعی کردم خودم رو آروم کنم، به خودم دلداری بدم و هی بزنم پشتم و بگم: چیزی نیست، نگران نباش، درست می‌شه. اما در واقع آروم کردنم برای خودم کار دشواریه، خودم رو با چیزهای بی‌ربط مشغول کردن هم جزو برنامه‌های آروم کردنم بود که کار دستم داد، چطور؟

برای آروم کردن خودم به نوشتن توی کانال پناه بردم و طبق معمول این اواخر که پست های کانال رو برای گروه‌های دیگه هم پست می کردم، فرستادم برای تمام گروه‌ها و ... گروه کاری هم جزو اون گروه‌ها بود و حالا متهم به بی‌خیالی و بی‌مسئولیتی هم هستم. فاجعه داره عمیق‌تر می‌شه.

علی الحساب خودم رو از نوشتن در کانال منع کردم و برگشتم اینجا برای نوشتن، خیلی امیدوارم که دیگه کسی منو اینجا پیدا نکنه و مثل بچه‌ی آدم فقط بنویسم، بنویسم و بنویسم، شاید خالی شدم، شاید سبک شدم، والا.