گوسفندی بنام هیچ
حالم خوب نیست، اتفاقاتی افتاده که نمیخواهم همان حسین سابق باشم، همان موجود به ظاهر گوسفند صفتی که هر بدی داشت، حداقل آزار نداشت، حداقل لجبازی نمیکرد، حداقل سعی میکرد دلی را آزرده نکند و ... نمیخواهم همان باشم ولی اگر سر این نخواستن بمانم، چه میشود؟
کتاب تاریخ را باز میکنم، یک جنگ اتفاق افتاده، یک صلح اتفاق افتاده، کسی به پادشاهی رسیده، کسی از پادشاهی کنار زده شده، کسی کاری کرده، کسی قدمی برداشته، کسی خیانتی کرده، کسی قراردادی بسته، ... کتاب تاریخ را میبندم و به این نتیجه میرسم که حتی به اندازهی خائنین و جنایتکاران و خونریزان، تاثیر نداشتهام، آدمی که از الان گُم است، در تاریخ جز هیچ چیست؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ ساعت 6:16 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))