من همان دوهزار و چهارصد و یکمی هستم

دقیقاً دوهزار چهارصد نفر از فعالان اجتماعی (دانشجویان انقلابی این مرز و بوم) طی نامهای از جناب آقای غلامحسین الهام خواستهاند که وارد عرصهی انتخابات شود. من دوهزار و چهارصد و یکمی هستم، من هم از آقای الهام میخواهم وارد عرصهی انتخابات شود، عرصهای که حسابی بر رقیبانِ اصلاحطلب تنگ خواهد شد، آنقدر تنگ که قبل از رد صلاحیت شدن به دست شورای محترم نگهبان، خودشان از میدان به در خواهند رفت، آنقدر تنگ که بعید میدانم همهی نامزدها در یک عکس دسته جمعی با هم جا شوند، عکس دسته جمعی پیشکش، این جماعت اگر بخواهند دو به دو مناظره کنند، خودش یک لیگ برتر میشود، لیگی که تعداد تیمهایش از تعداد تیمهای لیگ برتر خودمان بیشتر خواهد شد! حالا هر چقدر اصولگرا وارد عرصهی انتخاب شود خوب است، این همه نامزد انتخابات داریم، ببین چقدر رای دهنده پای صندوقهای رای خواهد آمد، تنها خانواده و فامیل نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر را بشماریم، درصد بالای رای دهندگان مشخص میشود، بد است؟ تنور انتخابات داغ میشود بد است؟
البته من خودم شخصاً از هر کسی که در طول تاریخ سمتی در دولتهای بعد از انقلاب داشته است، دعوت به حضور در انتخابات میکنم، جز دو شخصیت به ظاهر محبوب. باید به حضرات گفت که اولاً در تیم ملی کشور باید جوانگرایی بشود، همین مهدویکیا و کریمی عزیز، در یک حرکت متواضعانه، در اوج از دنیای فوتبال خداحافظی کردند، حالا شما که هر کدام هشت سال در بالاترین سطح اجرایی کشور فوتبال بازی کردهاید، کفشهایتان را آویزان نمیکنید، به خدا بیشتر مردم هم فکر قلب شما هستند، درست کردن بعضی چیزها عمر نوح میخواهد، شما که دیگر ... زبانم لال ....
به هر حال جز دو نفر یاد شده، هر کسی که وارد صحنهی لیگ برتر شود خوب است و من شدیداً حمایت میکنم. همین.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))