مردهای آینده را دریاب
این روزها به شدت فضای ذهنام انتخاباتی شده است، خیلی نگران هستم، هم برای کوتاه مدت و هم برای بلند مدت، در مورد کوتاه مدت که نگرانیهای همه مشخص است، رئیس جمهور بعدی چه کسی است؟ آیا توانایی بیرون کشیدن کشور از این باتلاق عجیب و غریب را دارد یا نه؟ آیا مردم دوباره مثل دورهی قبل دست روی گزینهای میگذارند که بیشتر جانشان را به لبشان برساند یا اینکه سر عقل میآیند و گزینهی بهتر ... چه میگویم؟ گزینهی بهتر؟ با این فضای ایجاد شده در سطح بالای سیاسی کشور که بدگمانی و بددهانی پُر است، گزینهی بهتری پیش رو دیده نمیشود، خانه از پای بسط ویران است.
در بلند مدت هم جای خود دارد، ضربهای که الان خوردهایم را بعدها درک خواهیم کرد، وقتی بچههایی که الان با عقدههای کوچک و بزرگ و اقتصادی بلای جانمان خواهند شد، همین بچههایی که امروز در خیابان دوتایشان را دیدم، بچههایی که بچگی نمیکنند و از کودکی باری به بزرگی هیکلشان را برمیدارند و فردا جایی در جامعه ندارند، فکر این موضوع ایجاد عقده میکند چه برسد به اینکه این بچهها بزرگ شوند و بخواهند آیندهی مملکت را در دست بگیرند، بچههایی که زیاد شدهاند.

تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))