ببین، هر چقدر می‌خواهم مثبت فکر کنم و مثبت اندیش محسوب شود، نمی‌گذارند یا نمی‌شود دیگر، ببین!

نمی‌دانم برای شما هم اتفاق افتاده است یا نه، اینکه احساس کنید حالتان خوش نیست، روحی عرض می‌کنم، ببینید حوصله ندارید، انگیزه ندارید و اصلاً هم متوجه نشوید که علت این بی‌حالی در چیست، برای من که زیاد اتفاق می‌افتد اما چیزی که نمی‌دانم در تجربه‌اش با کسی شریک هستم یا نه، این است که در این مواقع بدنبال علت می‌گردم، ممکن است علتش، حرف نسنجیده‌ای باشد که به یک دوست زده‌ام یا دعوایی که سر صبحی با همکارام داشته‌ام، به محض پیدا کردن علت، همه چیز تمام می‌شود، امید و انگیزه، آرامش و عقل باز می‌گردد و من می‌شوم همان آدم سابق.

در روزی که گذشت هم همین طور شدم، دیدم حال ندارم و احوالاتم به شدت تنگ است، دکمه‌ی سرچ مغزم را زدم به امید یافتن علت، علت را پیدا کردم، علت در همین سیستمی است که با آن کار تایپم را انجام می‌دهم، علت نرم‌افزاری است بنام پروکسی‌فیر، تا دیروز کار می‌کرد، امروز کار نمی‌کند، اصلاً هیچ آنتی فیلتری (رو به دیفار البته) روی سیستم من کار نمی‌کند و نمی‌دانم چرا و همین ندانستن اعصاب من را خورد کرده است، یعنی اینکه من علت را هم پیدا کرده‌ام ولی این بار برعکس همیشه تاثیر نداشته است.

حالا شما بودی چه می‌کردی؟ اصلاً گرفتار این افیون شده‌ای یا نه؟ چطور از کنارش کذشته‌ای؟ این سوالات من هست از خواننده‌ی فهیم و با شعور و البته و صد البته با کلاس وبلاگ خودم.

یک چیز بی‌ربط تا به اینجای کار، همان طوری که متوجه شده‌اید دوباره برگشته‌ام و تمام تلاشم بر این است که کمی و کمتر از کمی رشد کنم و شاید بگویم رشد کنیم، علاوه بر خالی کردن تفکراتم در این دنیای بی‌انتهای مجازی ، می‌توانم ارتباطاتم را گسترش بدهم، هر چند می‎‌دانم تا به اینجا چندان پیروز نبوده‌ام ولی درخواست من از خواننده‌ی محترم، با شعور و البته و صد البته با کلاس وبلاگ این است که با نظراتتان شمع این وبلاگ را روشن نگاه داریم.