اما
نمیشود که دو روز دو روز ننویسم، حتی اگر حرفی نباشد که هست، حتی اگر نخواهم که میخواهم، حتی اگر نشود که باید بشود، باید بشود که بنویسم، باید بشود که این وبلاگ و این رسانه و این تکثر را سراپا نگاه دارم. من در خودم هم دارم جان میکنم. جان میکنم برای باقی ماندن و دیده شدن و گسترس چیزی که فکر میکنم درست است، یکی جان میکند برای هدفی عظیم و من هدف عظیمم شده نوشتن و باید برایش جان بکنم اما ...
همیشه یک اما ی ساده کار را خراب میکند و بهانه و توجیه را پشت سرش روانهی گوش شنونده میکند.
من از این اما ها گریزانم اما ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۸ ساعت 23:59 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))