معمولی
همیشه از معمولی بودن متنفر بودهام، از اینکه در فکرم جساب و کتاب قیمت پیاز و سیب زمینی باشد، از اینکه فکرم در حد و اندازههای شکمم باشم، از اینکه حرف و حدیث میهمانیهایم غیبت و چاخان و ... باشد. اما انگار از هر چیزی که بدت میآید به سرت میآید.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ ساعت 23:4 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))