سلام

امروز اقامت ده روزه‌ام در رشت تمام می‌شود و باز باید برگردم به همان خراب‌شده‌ای که بودم، برگردم سر کار، برگردم جایی که دور از بهترین آدم‌های روی زمین هستم، برگردم و جام زهر را بنوشم. در این چند روزه، حسابی آسمان بارید، حسابی خیسم کرد و حسابی من را یاد روزهای تنهایی در رشت انداخت، روزهایی که از باران گلایه می‌کردم و برای‌اش شعر می‌گفتم، عجب روزهایی بود و عجب دورانی بود. حالا اما نه دلتنگ آن روزها باشم‌ها، نه، تنها یاد می‌کنم، همین، یادش بخیر را هم بدرقه‌اش می‌کنم، چون با تمام سختی‌ها و تنهایی‌ها دوران عجیب و غریبی بود، دوران آغاز عاشقی هم بود ... ای ... یادش بخیر

+ استقلال و پرسپولیس امروز بازی داشتند و نتیجه را هم همه می‌دانیم که مساوی بود، آنقدر حال نکردم که حد نداشت، اخر این بازی بود؟ مخصوصاً نیمه‌ی دوم، مخصوصاً جایی که تماشاچی ایرانی با پرتاب سنگ فرهنگ‌اش را از یاد برده بود، مخصوصاً که یاد تمام مساوی‌های سابق را جلوی چشممان آورد.به قول حامد حسینی اگر تیم محبوبم هم ببازد، اینقدر ناراحت نمی‌شوم که دو تیم مساوی شوند، باخت بهتر است تا مساوی، آن هم بدون گُل، بازی هیجان ندارد که، این بازی که هیچ نداشت.

+تا چند روز دیگر اجلاس کشورهای غیر متعهد در تهران برگزار خواهد شد که شخصا دوست داشتم هزینه‌ی این اجلاس را بدانم تا بتوانم با جشن‌های دوهزاروپانصد ساله مقایسه کنم و البته در مقایسه برکات این دو اجلاس هم در دستور کار قرار داشت منتها چون سایت‌های ضد نظام اغلب از هزینه‌ی میلیاردی صحبت می‌کنند و مسئولین هم عمراً نم پس بدهند که چقدر خرج کرده‌اند، نمی‌شود ما به این آرزوی خود برسیم، این البته مهم نیست‌ها، مهم‌تر نتیجه‌ی اجلاس است که امیدوارم باعث کم شدن فشار بر ایران بشود. دیروز پیرمردی در اتوبوس به من می‌گفت: این آقای رئیس جمهور برای اینکه فشار تحریم رو کم کنه، به جای نامه به صدوپنجاه کشور و مذاکرده با اونها و این هم خرج و پرج و ... که آخرشم هم من می‌دونم و هم تو جوون که اثری نداره، بیاد با یه کشور مذاکره کنه و خلاص.این همه هم خرج اضافی نداره.