به نام خدا، برای استالینگراد
خبرگزاری فارس فیلمی منتشرکرده است از تروریستهای سوریه که در آن سر یک نفر را با ذکر الحمد اله و الله اکبر میبرند، تصاویری که دل هر بینندهای را میآزارد، حتی صحبت در مورد چنین صحنههایی آدم را اذیت میکند، منتها چیزی که من را به خود مشغول کرده، تروریست بودن آن عده قصی القلب بود و نه تکاپوی خبرگزاری وطنی در مورد جریانات کشور دوست (به نظر من باید هم این کار را بکند) تنها چیزی که دارد من را اذیت میکند، ذکر خدا هنگام انجام چنین کاری بود، آن مرد را با نام خدا و برای ثواب و احتمالاً به قصد بهشت برین این طور سر بریدند؟ کاری بن لان اینها میکردند، کمی میخواهم من و این انسانها را در یک تیم قرار نگیرم، آخر چرا اینقدر فجیع؟ آخر چرا با نام اسلام؟ آخر چرا ...؟
امروز فیلمی نگاه میکردم بنام دشمن پشت دروازهها (به انگلیسی: Enemy at the Gates) محصول سال ۲۰۰۱ که در مورد نبرد استالینگراد است، ابتدای فیلم سربازهای بینوای روسی را برای جنگ میبرند و به همهی آنها تاکید میکنند که اگر فرار کنند، به دستور استالین کشته خواهند شد و اتفاقاً یکی دو نفری که از ترس هنگام بمباران قایقها، بیرون پریده بودند، حکمشان اجرا شد و توی آب به آنها شکلیک شد و در صحنهی نبرد زمینی هم همین بساط بود، نیروها جلو رفتند و یک عده از خودی هم با مسلسل پشت آنها ماندند، وقتی شکشت خوردند و قصد عقب نشینی داشتند، همه توسط تیربار خودی به رگبار بسته شدند، بنام میهن، وطن، استالین و ...
نه در جنگ هستم و نه کسی از پشت من را خواهد کشت ولی عجیب با آن سربازان بی نوا احساس هم دردی میکنم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۳ ساعت 19:0 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))