اسکمو و 5+1
همیشه نمونه ی دست سازش را می خریدم و می خوردم ولی امروز نمونه ی کارخانه ای ش را هم دیدم که خوشمزه تر هم بود، در کنار همسر عزیزم و در بلوار گیلان قدم زدیم و اسکمو خوردیم و خاطره ساختیم از این موجود ترش و سرد و دلچسب.
تمام اتفاقات امروزم مربوط به اسکمو خوردن نیست، دارم یک کتاب می خوانم بنام:"هاروارد مک دونالد" از سید مجید حسینی و انتشارات افق که چون تمامش نکردم درباره اش زیاد توضیح نمی دهم و می ماند برای روزی که کامل خواندم و تمامش کردم.
هنوز درگیر همشهری داستان هستم و البته همزمان قیدار رضا امیر خانی را هم می خوانم، تا ببینم کدام را زودتر تمام می کنم تا در موردشان کمی برای شما بنویسم.
و در نهایت امروز یکی از دوستانم برایم پیامک داده با این مضمون:آقا دشمنان بدانند(جواب 5+1) مائیم و نوای بی نوایی بسم اله اگر حریف مایی.
ما دشمنیم یا دوست که برایمان از این پیامک ها می زنند؟
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))