پایاپای
بیست و پنج ساعت در راه بودم، دیروز ساعت هفت از همدان راه افتادم به سمت رشت، امروز ساعت هشت رسیدم رشت، دیشب در شهر تاکستان زمین گیر شدیم و کلی ماجراهای این جوری را از سر گذراندم، کلی تصادف و در راه مانده را دیدیم که خوب ....خوب .... خوب....
سختی های این بیست و پنج ساعت به یک ساعتی که الان هستم می ارزید.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ ساعت 23:51 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))