گرما در سرما
سیب را از جیبم در می آورم و گاز می زنم، در صبحگاه چهاردهم اسفند طعم گرمای تابستان و خنکای سایه ی درخت زرد آلو و صدای غار غار کلاغی در دوردست می پیچد در وجودم، انگار تابستان همین چند ثانیه ی پیش از ما خداحافظی کرده باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ ساعت 23:5 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))