خوش به حال آدمي
آدمي وقتي شاد است، شاد يعني از آن شاديهاي واقعي، نه از اينها كه توي شبكهي خانگي اين روزها منتشر ميشود و به اسم شاد و شادي به خورد خلقالله ميدهند، نه حتي از آن شاديهاي همراه قهقهه، همراه انرژي و بالا و پائين پريدن.
آدمي وقتي شاد است، از آن شاديهايي كه پدر وقتي خبر قبولي فرزند را ميشنود و سنگين و رنگين، لبخند ميزند و تبريك ميگويد، از آن شاديهايي كه مزرعهدار محصولاش را ميفروشد و حاصل زحمتاش را در دست ميگيرد و به سمت خانه حركت ميكند تا براي همسرش گوشوارهي نو و براي پسرش، لباس مرد عنكبوتي بخرد.
آدمي وقتي شاد است، از اين شاديهاي اول، همه چيز رنگي است، درختان و زمين و آسمان و در و ديوار و همسايه و همكار، همه و همه رنگي است، آرزوها و خيالها و اتفاقات و خاطرات هم رنگي است، يك گرماي خاصي دارد اين رنگ وقت شادي.
آدمي وقتي شاد است، وقتي است كه بايد گفت: خوش به حالش.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))