بخشودنی..نابخشودنی
این روزها به مناسبت روز 9 دی، خیلی در مورد آقایان موسوی و کروبی صحبت شده است، آقایانی که سررشتهی اتفاقات سال 88 محسوب میشدند و از سه سال پیش، بدون محاکمه در زندان خانگی به سر میبرند. البته که من به هیچ کدام از این دوستان رای ندادم و به هر دوی این عزیزان هم بیاعتماد بودم. اما در این چند روز چند چیز در ذهنام میچرخید از جمله اینها:
1-برای بررسی اتفاقات سال 88 باید با دید منصفانه به موضوع نگاه کنیم، طرفداری از جریانهای موجود باعث میشود بخشی از حقیقت که به نفع جریانمان نیست، نبینیم، برای این کار هم تعصب را کنار بگذاریم و یک طرف را از پیش محق تلقی نکنیم.
2-در این سه سالی که آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد، امکان صحبت و دفاع از خود را نداشتهاند، بیشتر رسانههای داخلی (مخصوصاً صدا و سیما) انواع و اقسام اتهامات را بر علیه ایشان مطرح کردهاند که البته طرف مقابل امکان گفتگو و دفاع از خود را نداشته و همین نکته هم خیلی این روزها مطرح میشود، مخصوصاً از طرف دوستان سبز، که به نظر توقع به جایی هم هست.
3-البته این را هم فراموش نکنیم که وقتی مجال صحبت و دفاع و اعتراضِ منطقی به این دوستان داده شد، به جای برخورد مناسب، قانونی و منطقی، خود را در موضع قدرت احساس کردند و با همان اندک احساس هم، نه در جهت گفتگو، بلکه در جهت تحکم و تحمیل خود، گام برداشتند، کاری که الان طرف مقابل و با قدرت بیشتر در حال انجام آن است.
4-به نظر میرسد اتفاقات سال 88، برای خیلی از دوستان در داخل حکومت، تبدیل به پیراهن عثمان شده که با ربط و بیربط از آن استفاده میکنند و تنها و تنها برای مقاصد سیاسی خود بهره میبرند، نتیجهی این برخورد هم به ضرر مردم تمام میشود، نمونهاش هم در عدم رای صلاحیت به چند وزیر با همین بهانه بوده است، نمونهی دیگرش تحت فشار گذاشتن وزیر علوم، بابت حضور عدهای در دانشگاه.
5-...
البته من سعی کردم که منصف باشم، منتها هم من میدانم و هم شما، که تا رسیدن به دید منصفانه به موضوع باید آرا و نظرات دیگران را هم دید و شنید، اگر نکتهی منصفانهای هم شما دارید، من گوش میکنم.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))