امروز دیگه قاطی کرده بودم ، صبح تا شب توی کافی نت گیر کرده بودم و هیچ کاری از دستم بر نمی اومد ، البته فکر می کردم محسن می آد که نیومد ، سر درد هم به مسائل روحی اضافه شده بود و . . .

محسن تا رسید گفتم یه چرت بزنم شاید حالم بهتر بشه ، روی صندلی خوابیده بودم که یه دفه همه با هم اومدن بالای سر من و شروع کرن به حرف زدن و انگار نه انگار اینجا کسی خوابیده است ، میثم اومد و شادابی هم و سمانه خانوم هم و محسنم که از قبل بود ، نیم خیز یکم چپ چپ نگاهشون کردم ولی خبری انگار نه انگار ، خواب پرید ولی حالم بهتر شده بودهمون طوری که اومده بودند رفتند و من موندم و شادابی ، شادابی باید گزارش می فرستاد و رفت پشت سیستم خودش و منم فیلم دیدنم گل کرد .

 ازانتخابی که کردم الان راضیم ، اسم فیلم انتخابی "کتاب الی" the book of eli"  هست کاری از برادران هیوز با بازی دنزل واشنگتون و گری اولدمن ، فوق العاده بود ، یه فیلم آخرزمانی توپ که لذت بردم از دیدنش .

دیالوگ اساسی و خوب داره و به نظر من بهترین سکانس فیلم مربوط به اولین دیدار الی با سولاراست که بهش دعا کردن رو یاد می ده و در مورد زمان الان ما حرف می زنه ، اگر ندید حتما پیداش کنید که خوب چیزیه.

شعار فیلم :برخی می کشند تا آنرا بدست آورند.او می کشد تا از آن حفاظت کند.

بعد از فیلم و شام میثم اومد دنبالمون تا با مهداد بریم قلیون سرا و شادابی رو هم برسونیم ، چهارراه گلسار آینه میثم گیر کرد به یه 206 و یک ساعتی معطل اون شدیم ، تا قلیون و چای بزنیم به بدن شد 1230 و تا من مطلبمو آماده کنم شد 0220 و فردا هم . . . روز خداست