مردم نازنين سيزن2
داستان مردم نازنين تمامي ندارد
ديروز پريروزها،دختر رئيس كارخانه آمده بود براي بازديد از شركت، آمد، و چرخي در طبقات و واحدهاي مختلف زد و رفت. يكي از كارگرها من را كنار كشيد و گفت: ميخوام باهات مشورت كنم. گفتم: بگو عزيزم. گفت: به نظرت دختر خوبي بود؟ پا پيش بذارم؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ ساعت 14:30 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))