به نام خدا

امروز از آن روزهای گرم بود، در این گرما پایمان به چه جاهایی که باز نشد! رفته بودم شورای حل اختلاف، نه شاکی بودم و نه به قول دوستان حقوقی مُتشاکی! تنها به این دلیل آن جا بودم که ... شاید ناظر. از این رفت و آمدها به چنین مکان‌هایی تنها و تنها به این نتیجه می‌رسم که باید همه چیز را جدی گرفت، آنقدر جدی که اگر روزی خواستی برای کسی بازگو کنی، بتوانی، این توانستن دو نوع است: یک همان طرز بیان دقیق اتفاقات و رویداد‌های مورد بحث و دومی توانستن در گفتن واقعیت است و به قول معروف خربزه‌ای بخوریم که بتوانیم پای لرزشش بمانیم.

البته برای همه این آرزو را دارم که آنقدر زندگی‌شان ناز و مامان باشد که هیچ وقت (تاکید می‌کنم هیچ وقت) پای مبارک‌شان به این مکان‌ها باز نشود.

راستی صحبت‌های سردار احمدی‌مقدم در مورد اتفاقات سال 88 را شنیده‌اید؟ جالب است، پیشنهاد مطالعه می‌دهم.از اینجا.