به نام خدا

دو سه روز است که در وبلاگ مطلب ننوشته‌ام، امروز را باید کاری کنم و به قول دوستان حرکتی بزنم، اما در روز تعطیلی که در خانه خوردیم و خوابیدیم، چه بنویسم؟ این روزها جز خبر جنگِ غیرالوقوع در سوریه ( من نمی‌دانم چرا این قدر نسبت به جنگ حساس شده‌ایم؟ مردم بیچاره‌ی سوریه دو سال است که در شرایط جنگی به سر می‌برند، حالا نمی‌فهمم قرار است چه شرایطی عوض شود.) تک و توک اظهار نظرهای برخی از سیاسیون به گوش می‌رسد که به جناب آقای رئیس جمهور اشکالاتی وارد می‌کنند که خدای‌یش مصداق بارز چوب لای چرخ گذاشتن است، بابا بگذار این بنده خدا کارش را شروع بکند، هنوز استارت نزده، داد و بیداد و هشدار و کنایه و غیره ...

این خبرها به درد ما و وبلاگ ما نمی‌خورد، پس باید فکر دیگری می‌کردم، گفته بودم که دارم یک کتاب تاریخی مطالعه می‌کنم و در حال و هوای سال 1940 و آن طرف‌ها هستم، جو قدیم ندیم ما را گرفته بود که زدیم توی خط اینکه ببینیم امروز در تاریخ چه گذشته است، امروز هشتم شهریور .... بله: شهادت آقایان رجایی و باهنر که مهمترین اتفاق تاریخی امروز بوده است، کسانی که با خون شان پای عقایدشان را امضا کردند، خداوند بیامرزدشان.

آخرین اتفاق امروز هم اختراع مداد بود، برای شما نمی‌دانم و برای من از همه‌ی اتفاقات بالا جالب‌تر بود، فکر نمی‌کردم که مداد را هم کسی اختراع کرده باشد هرچند بین علما اختلاف است ولی خوب جالب است، مثلاً در جایی خواندم که مخترع مداد فردی بنام نیکولا کنته است و به افتخار او همین الان هم به یک نوع مداد رنگی کنته می‌گویند (نقاشان بهتر دانند)، در جای دیگری مخترع مداد را نجاری به نام استدلر معرفی کرده‌اند و در جایی دیگر با اشاره به تاریخ‌چه‌ی مداد که با کشف و استفاده‌ی گرافیت گره خورده است می‌گوید: دولت انگلستان به خاطر کاربرد گرافیت در توپ‌های جنگی از این معادن بهره برداری می‌کرد. اما مردم منطقه از گرافیت برای علامت زدن قایق‌هاشان بهره می‌بردند که همین مساله باعث قاچاق آن به عنوان جسمی برای علامت زدن شد.نقل از ویکی پدیا

جالب بود نه؟