از نو
من امروز سی سال و یک روزه شدم، یک روز از دههی چهارم زندگیام را سپری کردم، در بحران هویتی سی سالگی غوطهورم و برای آینده نقشه میکشم. هر سال این موقع پُر میشوم از برنامه برای سال پیش رو، هر سال این موقع تمام برنامههای سال گذشته را فراموش کردهام، هر سال این موقع از نو شروع میکنم، همه چیز را، برنامهها، نقشهها و هدفها را.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۵/۱۱ ساعت 21:45 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))