شاد برای توصیفشان کم است
نیاز انسان به شادی شاید به اندازهی نیاز انسان به هوا و آب و غذا نباشد ولی مطمئناً بدون شادی، بقیهی نیازها یک عنصر اصلی برای زندگی را کم دارد، نیازی که این روزها خودِ ما به آن بیتوجه هستیم، خودمان را با هر دلیل کوچک و بزرگ از این نیازِ مُبرم دور میکنیم. بهتر است برای خیلی از کارهایی که انجام میدهیم دوباره فکر کنیم، مثلاً مسافرت میرویم تا روحیه بگیریم و هوایی عوض کنیم و از محیطِ بد و ... خودمان را دور کنیم، آنوقت یک پلیس وظیفهشناس از راه میرسد و بابت تخلفی که کردهایم، ما را جریمه میکند، چه میکنیم؟ به دفعات دیدهام که اوقات خودمان و خانواده را به همین راحتی خراب میکنیم، یک سفر خاطرهانگیز و دوستداشتنی را هم. و هزاران مثال از این دست، به نظر شما ارزشش را دارد؟
تنها صحنهای که از امروز در ذهنام تا مدتها خواهد ماند، تصویر پیرمردی بود که از جیباش چند شکلات درآورد و به دو مرد، که در حال صحبتی جدی در مورد معاملهی اتومبیل بودند، تعارف کرد، چهرهی جدی مردها در کسری از ثانیه خندان شد و واقعاً در این لحظه احساس کردم که چقدر این مردم در حال حاضر شاد هستند، شاد برای توصیفشان کم است، شاد و امیدوار. امیدوار به تغییر و به فردایی روشن.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))