مریضی کار
تفریح مرد کار است. این از آن جملههایی است که تازه به پیچش موی مفهومی آن پی
بردهام، کار نباشد، تن و بدنم درد میگیرد، کار نباشد انگار چیزی کم است، کار
نباشد ... مریض شدهام انگار! همه از کار فراری و خودم هم، منتها جسماً و روحاً
نیازمند آن هستم. حتماً مریض شدهام. دکتر خوب سراغ ندارید؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ ساعت 10:36 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))