سال نو مبارک

اولین روز کاری در سال نود رو پشت سر گذاشتم و اتفاقاً روز پر تحرکی بود (خدا رو شکر)

برای سال جدید توی وبلونه یه کتاب از پائولو کوئیلو معرفی کردم که برای خوندن بخشی از کتاب می تونید به وبلونه مراجعه کنید و دوباره گویی های من اینجا فایده نداره.

برای ملتی که به زور کنکور طرف کتاب می رن خیلی سخته که کتاب معرفی کنی ، به هزار و دو دلیل؛ که ساده ترین دلیلش اینه که مردم کتابی رو که معرفی کردی رو نمی خونن و یک جورهایی نقش مهم سنگی روی یخ را در بازی زندگی بر عهده می گیری و یک جورهایی توی دلت می گی ، ای بابا ، همین که وبلاگ رو می خونن برو خدا رو شکر کن.

و من علی الحساب خدا رو شکر کنم تا یادم نرفته و همین نعمت وبلاگ رو از دست ندادم

چون قبلاً در مورد معرفی کتاب قول دادم ولی باید الان بهش عمل کنم و چاره ای هم ندارم.

1- نفحات نفت از رضا امیرخانی : اگر نشت نشا رو خوندید و باهاش حال کردید این کتاب جلد قبل از اون محسوب می شه و اگر مثل من با نثر امیرخانی  و البته موضوعی که گیر داده بهش حال می کنید این کتاب رو از دست ندید.

2- تلنکر از اردشیر رستمی : اردشیر رستمی رو من با تلنگر کشف کردم و واقعاً عجب کشف توپی، اردشیر رستمی تصویگر فوق العاده ای هم هست و توی سریال شهریار نقش جوانی های شهریار رو بازی می کرده ولی باز برای من از تلنگر شناخته شده.

3- سطرها در تاریکی جابجا می شوند کاری از گروس عبدالملکیان : اگر شعر دوست دارید و البته با شعر های نو هم حال می کنید این کتاب پیشنهاد منه ولی اگر مثل من با شعر نو حال نمی کنید باز به کتاب یه نگاهی بندازید من که حال کردم.

4- مارک و پلو از منصور ضابطیان : می دونم این کتاب رو قبلاً معرفی کردم ولی اگر بخوام توی پیشنهاد کتاب سالم از این کتاب یاد نکنم حتماً با عذاب وجدان سر بر بالین خواهم گذاشت.

5- علی الحساب این چهار تا کتاب رو داشته باشید و اگر خوندید نتیجه رو به ما هم اطلاع بدید تا سری جدیدشو بهتون معرفی کنیم ، فعلا دست حق به همراهتون.