تنش و تشکر
روزی که گذشت، از آن روزهای پُر تنش کار بود، هر چند که پُر تنشترین نبود. تنش، اضطراب و استرس در کار هست، در کاری زیاد و در کاری کم، اصلاً لازمهی بعضی کارها داشتن اضطراب و استرس و تنش است، منتها بعضی کارها نه، همین کاری که الان ما در حال انجام آن هستیم، یک کار بی سر و صدا و کم استرس است، حالا در این کار آرام، تنش و استرس از کجا پیدا میشود؟ خود ما در تولید آن نقش داریم.
مثلاً چند روز پیش نزدیک بود که شکم یکی از همکارانم را وسط سالن تولید بریزند بیرون، اصلاً فکر کردن به این موضوع هم استرسزاست، چه برسد به اینکه یک عده واقعاَ قصد انجام این کار را داشته باشند، دلیلاش هم برای خودش جالب است، پُر رویی.
آخر سال است و همه کاری عقب افتاده برای انجام دادن آن دارند، من هم، کار عقب افتادهی من برای آخر سال تشکر از دوستانی است که در سال گذشته با صبر و حوصله مطالب من را خواندهاند و من را با نظراتشان خوشحال کردهاند. ضمن عرض تبریک سال نو، از همهی شما تشکر میکنم.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))