به دیروز
آخ بدم میآید وقتی وبلاگم را آب دیت نمیکنم، آخ بدم میآید و حالم بد میشود. بیا، ببین، الان حالم بد است.
هنوز درگیر هوگو هستم، محمود عزیز ما در سفر به آن طرف کره زمین هم حاشیه ساز شد و خبرهایی رسید که من را باز درگیر خودش کرده. خبرهایی از یک عکس، که محمود را در حال دلداری به مادر هوگو نشان میدهد.
در چنین مراسمهایی همیشه صدها خبرنگار حضور دارد، حالا چرا از این واقعهی تاریخی به قول دوستان، تنها همین یک عکس وجود دارد؟ فیلمی نیست؟ یک فیلم البته هست که با عکس متفاوت است، خلاصه یک جای کار اطلاعرسانی، باز میلنگد.
خبرگزاریهای داخل، مثل فارس نیوز عزیز هم انگار نه انگار، نمیخواهند در آستانهی انتخابات در شیپور تفرقه بدمند.
ببین، اگر دیروز وبلاگم را آب دیت کرده بودم، این مطلب را دیروز رفته بودم و به روز محسوب میشدم، اما حالا به دیروز محسوب میشوم و من از این بدم میآید.اَه.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))