خیلی وقت است که می‌خواهم در مورد فیلم آرگو آخرین ساخته‌ی بازیگر-کارگردان آمریکایی "بن افلک" صحبت کنم، اما همیشه عقب می‌افتد و این یعنی اگر الان هم در موردش حرف نزنم، باز عقب می‌رود و عقب می‌رود و الی آخر.

نمی‌دانم این فیلم را تماشا کرده‌اید یا نه؟ ولی اگر ببینید حتماًبه این نتیجه خواهید رسید که تصویر خوبی از ایران و ایرانی به مخاطب نمی‌دهد، البته بیشتر مخاطبان فیلم هم افرادی هستند که گمان نمی‌کنم دید خوبی به ایران داشته باشند، اما این دلیل نمی‌شود که ما به عنوان مضمون فیلم هم در موردش اظهار نظر نکنیم، اتفاقاً از ما هم باید در این زمینه سوال شود، می‌دانید چرا؟ چون نتیجه‌ی تصویر ارائه شده در فیلم مستقیماً به سمت ما به عنوان ایرانی باز می‌گردد، تصویری که درست نیست و ما هم سعی در درست کردن آن نداشته‌ایم، خراب کرده‌ایم که درست نکرده‌ایم.

در ابتدای فیلم در کمیک کوتاهی در مورد تاریخ ایران نمایش می‌دهد که از دکتر مصدق تا انقلاب را سریع از جلوی چشم می‌گذراند و می‌رسد به خشمی که مردم ایران از آمریکا دارد، خشمی که ایرانی‌ها را به زامبی تبدیل می‌کند. هیچ گروگانی در ایران کشته نشد، حتی چند نفر از زنان و سیاه پوستانی که در سفارت کار می‌کردند، آزاد شدند (موضوعی که در فیلم به آن اشاره نشده است) هراس از مرگ در گروگان‌ها بسیار زیاد است، تصویری که از ایران نشان داده شده، شبیه تصویری است که خودشان از زمان طالبان در افغانستان نشان داده‌اند (اتفاقاً از سوتی‌های فیلم افغانی حرف زدن بعضی از بازیگران است)، تنها ایرانی خوب ماجرا هم که خدمتکار سفیر کانادا است، در پایان فیلم به کشور عراق پناهنده می‌شود.

رسانه وسیله است، که ما از آن دوری می‌کنیم و کسانی که فکر می‌کنیم دشمن هستند از آن بهره می‌برند، منظورم از دوری کردن، استفاده نکردن نیست، اتفاقاً زیاد هم استفاده می‌کنیم، تند و تند داریم شبکه افتتاح می‌کنیم، منظورم رعایت نکردن اصول و قواعد ساده‌ی رسانه است، قواعدی که رعایت نکردن‌اش باعث پخش نشدن برنامه‌های تلوزیونی ما از ماهواره شده و حالا آنها هر حرفی در مورد ما می‌زنند و ما تنها در بین خودمان به فیلمی مثل آرگو پیشوند ضد ایرانی می‌دهیم و حال می‌کنیم که دست فراماسون‌ها را در جای جای آن مشخص کرده‌ایم، ها؟ خوب که چی؟