تلوزیون این روزها یک تبلیغی نمایش می‌دهد برای محصولی به نام قفل پارکینگ، خیلی تامل برانگیز است، من وقتی که از شبکه‌ی آی‌فیلم این تبلیغ را می‌بینم خیلی زورم می‌گیرد، ما شبکه‌ای ساخته‌ایم برای نشر و گسترش فرهنگ ایرانی خود، اما ندانسته و بدون توجه در مورد مسائلی صحبت می‌کنیم که بیشتر تیشه به همان ریشه‌ی هذف اولیه ساخت شبکه می‌زند.

در فرهنگ اسلامی آنقدر در مورد همسایه و رعایت حق همسایگی توصیه شده که حد و اندازه ندارد، حتی حدیثی یادم هست از پیامبر که فرموده بودند: جبرئیل آن قدر در مورد رعایت حق همسایه به من سفارش کرد که گمان کردم همسایه ارث هم می‌برد. حالا ما با کلی حدیث و روایت شیعی و اسلامی، ابتدایی‌ترین حق همسایه‌مان را رعایت نمی‌کنیم، طوری که او نه با زبان و گفتگو بلکه با وسیله‌ی بی زبان به ما حق‌اش را حالی می‌کند.

نسبت فروش این محصول و تعداد همسایه‌های بی‌توجه به حقوق همسایه‌ی دیگر، تقریباً یک اندازه است.

البته از حق نگذریم، این روزها تبلیغات پر خرج و درست و حسابی هم زیاد شده است، تبلیغاتی که با نمک هم هستند و جای تقدیر هم دارند، مثل تبلیغی که در آن یک پسر بچه روی لباسش تقلب نوشته است و روز بعد هنگام امتحان، به جای تقلب، یادداشت مادرش را می‌بیند که به او توصیه کرده تا تقلب نکند، یا تبلیغات اوپراتورهای تلفن که در فضایی قدیمی و جذاب و گاهی هم با هنرورانی بسیار کار شده‌اند، تبلیغی که در دادگاه می‌گذرد و زن متهم برای دفاع از خود پای اوپراتور تلفن همراه را وسط می‌کشد و در نهایت برنده می‌شود، یا تبلیغی که آقای الکساندر گراهامبل حضور دارد.

این تبلیغات جذاب وقتی نمونه‌ی مشابه خارجی پیدا می‌کنند، خیلی حال گیری است، ذوق و هنر ایرانی در تقلید نقطه به نقطه نیست، فراموشی فرهنگ و هنری که زمانی پیش‌رو بوده و الان به واسطه اعمال و رفتار خود ما دارد مسیر برعکس را می‌رود، کار خوبی نیست.

در همین ریزه‌کاری‌ها خیلی از مسائل فرهنگی را می‌شود دید و می‌شود فکری به حالشان کرد.