به عباس کیارستمی
کلمه به کلمه مینویسم و ناگهان همه را پاک میکنم و از نو
کسی بیرون داد میزند که چراغ نفتی او را گرفته نه برق شهر
ایدهای در ذهنم پرواز کرده بود، حالا نیست، منتها رد ایده در آسمان هنوز مشخص است
کف دست راستم را با انگشتان دست چپ جیغ میکشم
خواب دیشب تعبیر شده ولی سوالهایم یتیم جواب شدهاند
و تو در رختخواب غلط زدی
مطلقا مدرن بودن وحشتناک است
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۰۶ ساعت 23:14 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))