آخ از روزی که گذشت، کار بود و کار بود و کار، در اوج سختی کار، با خودم زمزمه می کردم، آهنگ های مختلف را، از اصفهانی بگیر تا خواجه امیری، و حتی خواننده های ناشناس، یکی از این ناشناس ها (البته برای من) همان آهنگ سریال خط قرمز بود که ده سال پیش شبکه سه پخش می کرد، نمی دانم یادتان هست یا نه؟

گاهی وقت ها

با یه رویا

می شه از حادثه رد شد

می شه مثل یه غریبه

هم زبونه خوب و بد شد

اگه بی راهه نباشه

جاده هم معنی نداره

مگه می شه یه مسافر

پا تو بی راهه نذاره

من یک زمانی با این آهنگ زندگی کردم، تصویری در ذهنم هست از همان موقع ها که من همین اهنگ را توی یک جاده ی خلوت و زیر یک تابلوی سبقت ممنوع در بعد از ظهر تابستان و پیاده البته برای خودم می خواندم، نوستالژی با حالی بود، در آن همه فشار کاری چسبید، مثل یک چای به موقع بعد از ناهار.