ممنونم خدا
روزی که گذشت شهر کتاب بود و کتاب بود و کتاب بود و دندان
درد بود و مشتری بود و من بودم.
خدایا بابت روزی که گذشت ممنونم
از سر تقصیرات ما بـــــــــگذر. آمین
پی نوشت:*مطلب امروز را به دلیل کسالتی که داشتم دیر آب دیت کردم که از همه ی دوستانم عذر خواهی می کنم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ ساعت 23:59 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))