ژلوفن داری؟
روزی که گذشت، تا بخواهی باران آمد، همین الان هم صدای باران را می شنوم که یعنی دارد می آید
همشهری جوان هم خریدم و دیدم چهار صفحه در مورد باران و باران آمدن صحبت کرده
نه اینکه دلم آفتاب بخواهد نه
دلم چیز دیگری می خواهد از جنس آفتاب
روزنامه را می گیرم دستم
بالا و پایین ش می کنم بلکم چیزی از تویش بیرون بزند
حقوق بیکاران دویست و پنجاه هزار تومان!
9 سال آزادی قاتل قتل های زنجیره ای در کرمان!
رئیس جمهور گفت در کشور امید بالاست!
....
هنوز در شهر کتاب کره ی جغرافیایی می فروشیم با نام خلیج عربی
....
امروز با رئیس حرف می زنم، شاید افاقه کرد.
شاید کمی از دردم کم شد
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ساعت 8:36 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))