آفتاب، بتاب
دلم برای آفتاب تنگ شده بود
خیلی
حالا که آفتاب هست
دلم برای باران تنگ شده
همیشه این زندگی یک جایش می لنگد
...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۲ ساعت 14:17 توسط حسین
|
خیلی
حالا که آفتاب هست
دلم برای باران تنگ شده
همیشه این زندگی یک جایش می لنگد
...
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))