صادق خلخالی
آیت اله خلخالی را هیچ کس نمی شناخت ، نمی دانم چرا! انگار برای اولین بار است نامی از او می شنوند ، یکی که با طالقانی اشتباه گرفته است، مرد شماره یک قوه قضائیه ی سال های انقلاب که هر بنی بشری نامش را می شنید ماستش را کیسه می کرد حالا ناشناخته است برای من و ما؟کسی که حکم اعدام هویدا را صادر کرده ، حداقل من یکی فکر نمی کردم به این زودی از یاد برود.
منظورم از یاد رفتن برای یک فرد نیست ، یک نسل دیگر او را نمی شناسد و نمی خواهد هم بشناسد، کسی که کافی است در قضاوت درونی در مورد او خود را رها کنید، ساده نام قاتل را می شود چسباند تنگش، ولی اگر با تامل و قدم به قدم پیش بروی چیزهایی کشف می کنی که شاید گفتنی نباشد، حس کردنی است. اتفاقات انقلاب ما هم شبیه خیلی از انقلاب های دیگر بود، بعد از انقلاب فرانسه مردم با پادشاه چه کردند؟ بعد از انقلاب روسیه با تزار چه کردند؟ و مطمئناً این تنها نکته ی قضیه نیست، خیلی از کسانی که به دست خلخالی کشته شده اند، مسئول قتل عام مردم در خیابان ها بودند و می بایست در برابر کاری که کرده بودند پاسخ گو می بودند ولی در مورد شیوه ی برخورد بحث بود، که ...
فکر می کنید دارم از خلخالی طرفداری می کنم؟ نه.
به خودم یاد داده ام اگر می خواهم در مقام قضاوت باشم سعی کنم منصفانه به موضوع نگاه کنم و حکم درونی هر انسان حداقل برای خودش خیلی مهم است و سعی می کنم این حکم درونی به عدالت نزدیک تر باشد، من فکر می کنم از بحث های داخل تاکسی باید پا را فراتر بگذاریم.نه؟
![]()
خلخالی در دادگاه انقلاب
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))