روزی که گذشت خبر دار شدم یکی از دوستان خیلی خوب و رفیق های شفیقمان سایتش را افتتاح کرده که بسی جای مسرت و خوشحالی بود ، سریع سر زدم و مطلب اول سایت را تا قطره ی آخر خواندم.

قول دادم که نظر خودم را در مورد آن مطلب در همین جا اعلام کنم ( هر چند کسی از من نظر نخواست) ، مطلب سایت میوندار در مورد جداسازی جنسیتی دانشگاه ها بود ، اولا خدا را شکر که ما نه سر پیازیم و نه ته پیاز ، خرمان از پل دانشگاه گذشته و برای دوستان دانشجو تنها دست تکان می دهیم.اگر از من بپرسید می گویم آقای (یا خانم) مطرح کننده ی این طرح ، ‌مملکت همین یک کارش زمین مانده بود که بر داشتید و پیراهن عثمان کردید؟ همان جوان لامصب کار و شغل دارد؟ امکان ازدواج دارد؟ در همان محیط علمی سطح کیفی مناسبی دارد؟

اینجا باید گفت بابا بی خیال! شب خوابیده اید و صبح بلند شده اید و یافتم یافتم کننان جار می زنید که چه؟فکر می کنم در نشریه نهاد مقام معظمی رهبری دانشگاه بود که در مورد این موضوع خواندم ، از حضرت امام در همان اوایل انقلاب همین را می پرسند و امام خیلی راحت می گویند مگه دختر و پسر در دانشگاه جه کار می خواهند بکنند که شما جداشان می خواهید بکنید؟صد تا روانشناس هم بیاید بگوید الان شب است من قبول نمی کنم.همین الان در تمام دانشگاه های دنیا دارند مردم مختلط درس می خوانند و علم روز تولید می کنند و ما اندر خم یک کوچه ایم! تازه آنها از مدرسه مختلطند، بیچاره های روان پریش!!

یک روز با یکی از راننده های الگانس پلیس (همان زمان که سرباز بودم) در همین مورد گپ می زدیم که او به ما می گفت : هشت سال است که راننده ی ماشین پلیس است و از این موراد دختر و پسر زیاد دیده ولی ای کاش هیچکدام را نمی گرفتم (می دانم اغراق می کرد) این ها که مریض نیستند مثل من و تو آدمند.مطرح کردن یک موضوع قرون وسطایی که بدرد امثال پیتر کبیر می خورد (قضیه سیبیل هلندی را نشنیده اید؟) آن هم در این شرایط ، چه در داخل و چه در خارج از کشور ، بازخورد خوب و مناسبی ندارد.

در این هاگیر واگیر گیر بدهی به این موضوع برای خودش کلی استعداد می خواهد نه؟

راستی تا یادم نرفته بگویم که بودن دختر و پسر با هم چیزی را عوض نمی کند، کسی که بخواهد درس بخواند با جنس مخالف و بی آن درسش را می خواند و اگر دانشگاه آمد ایم برای علم آموزی این بحث ها می شود حاشیه ای ، سرت بینداز پایین و تولید علم کن، حالا یک دیوانه ای سنگی هم در چاه انداخته برای تو فرقی کرده؟ نه آقا ، درس هست و استاد ایضاً.

بالاغیرتاً موضوع پیدا کنیم برای گیر دادن که ارزش بحث داشته باشد. در سطح کلان عرض می کنم ها.

پی نوشت:

*لپ کلام اینکه من مخالف مطرح کردن یک همچین موضوع هایی هستم، اوایل انقلاب که نیست، هی دور می زنیم و سر خانه اول دوباره گیر می دهیم به این موضوع.

*دوماً اتفاق هم بیوفتد فاجعه نیست، گفتم درس خوانش درس می خواند و غیر درس خوانش هم.

*پیتر کبیر طی سفری به هلند که در زمان او کشور پیشرفته ای بوده متوجه می شود همه مردها سبیل دارند و برای پیشرفت مملکت خودش قانون می گذارد که همه باید سیبیل بگذارند.

*باران می آید و ما تا سلامی دوباره خانه نشین می شویم.