من،شنگول
فردا روز دیگری است
حالا ما یک روز دپ زده بودیم
امروز که حالمون خوبه کسی نمی پرسه خرت به چند؟هی نمی پرسن هی نمی پرسن تا دوباره دپ بازار می شه و اونوقتم دیگه فایده نداره . . . افسردگی یعنی همین دیگه برادر، شاخ و دم که نداره،همینه،البته قرص پرسم داره که ما باهاش کاری نداریم.
حکایت روزی که گذشت با تمام سختی هاش خوب بود و در نهایت خوب تموم شد ، ببین زندگی هم همینه، در طول روز آسفالت شدیم بلانسبت، اما همه ی بدی ها بخیر گذشت ، موقع خواب هم که باید شعور یه خدا رو شکر گفتن داشته باشیم ! خدا مهربون تر از این صحبت هاس که بعداً به خاطر یه تشکر ازت شاکی بشه ولی آدم باید داشته باشه ، شعور رو عرض می کنم، شعور تشکر از خدا مدنظر هست برادر، بله برادر اینه.
خلاصه امروز خوبیم
کمی شاد
کمی شنگول
کمی هم منگول
یک گرگ کم داریم و بزبزقندی
کاش پشت سر همه ی گرگ ها بزبزقندی سر می رسید.
راستی حبه انگول را ندیده اید؟
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))