هدیه خاص
اینکه می گویم قابل به یاد ماندن به این خاطر است که روز های عادی فراموش می شوند و روزهای خاص در ذهن ها باقی می ماند ولی بیشتر منظور من از جمله ی ابتدایی این پست همین روزهای عادی و فراموش شده هستند که ارزش ثبت و به خاطر سپاری را دارند ، به هر حال یک روز خدا بوده و یک هدیه ، فردا پس فردا در مورد روزی که به ما داده از ما سوال کرد چه می گوییم ؟ می گوییم یادم نمی آید ، پیش خدا ضایع است که هدیه اش را فراموش کنیم ، نه؟
خدای من از یک روز عادی که به من دادی ممنونم ، راستش را بخواهی حواسم نبود که عادی است وگرنه کاری می کردم که خاص باشد و هدیه ات نیاید و همین طوری برود ، برای اینکه بعداً از من پرسیدی می نویسم تا یادم بماند در این روز چه کرده ام و چه شده .
راستش را بخواهی بیشترش در تاکسی گذشت و البته چون بارانی بود بخش بزرگی از این روز را هی در سر پناهی جایی مانده بودم تا باران بند بیایید و البته یک تشکر که در موقع حساس زیاد خیس آب نشده بودم و کلا زیاد خیس نشدم.
خدای من این روز عادی که هدیه ی تو بود به من گذشت ، کمکم کن تا از این هدیه خاص بهره ببرم.
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))