شکر نعمت ، نعمتت افزون کند
وقتی از پله ها بالا آمد همانی بود که سه سال پیش برای آخرین بار دیده بودمش ، تنها فرقی که کرده بود حلقه ی توی دستش بود ، همان قدر صمیمی ، همان قدر خوب و همان قدر دوست .
ولی انگار من عوض شده بودم و خیلی هم عوض شده بودم
قدم زدیم و مرور کردیم خاطراتی را که رنگ باخته بود .
فقط خاطره نبود از الان و آینده هم حرف زدیم و چقدر حرف داشتیم برای زدن و وقت کم داشتیم .
دوست واقعاً یک نعمت الهی است
دوست خوب برکت الهی است
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۲۹ ساعت 8:58 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))