گاهی نمی توانم بنویسم
روزی که گذشت
فوق العاده خوب بود و تنها کسانی که باعث و بانی خوب بودن این روز بودند همکارانی بودند که روز تعطیل هفته را با ما همراه شدند و بهترین پیک نیک یک سال گذشته را رقم زدند و سعی می کنم برای فردا چند تا از عکس های این اردو را ادیت کنم و برای همه بگذارم.
پاراگراف بالا را می خوانم و احساس می کنم چیزی گم شده دارد از جنس هیجان.
کلمات امروز پای به پای نرفتن صبوری می کنند و من نمی توانم آنگونه که باید و شاید روزم را بنویسم
امروز را امان می گیرم
دلیلش را فردا می گویم
مبهم شده ام
دیوانه شده ام
خدایا
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ ساعت 7:48 توسط حسین
|
تنها با دست نمی نویسم: پا نیز، همواره، همراهی نویسنده را می خواهد. استوار، آزاد و دلیر می دَوَد، گاهی بر دشت، گاهی بر كاغذ.((نیچه))