یک روز می شود که در توشه ات کلمه نیست و نمی دانی چه بنویسی

و یک روز هم مثل حالا در هجوم کلمات و جالب این است که باز هم نمی دانی کدام را بنویسی.

می شود با یک "حال ندارم"سر و ته قضیه را هم آورد ولی دلم هم نمی آید.

. . .

این روز ها چه بلایی سر من آمده که دارم به همه چیز زل می زنم

مانیتور خالی تا سقف

و انگار در این لحظات مسخ شده باشم

هیچ فکری از من عبور نمی کند

چه اتفاقی برای من افتاده؟

. . .

شاید پیر شده باشم

و شاید عاشق