مصاحبه ‌ي اميرخاني را قرار بود گزينش كنم و براي شما بگذارم، اينم از قولم:

در گوشی موبایلتان چه چیز‌هایی دارید که می‌بینید یا گوش می‌دهید؟

(این اولین سوال مجله ه.ج از آقای امیرخانی است، اینکه این سوال چرا پرسیده شده است، به نظر من برمی‌گردد به مقاله‌ای که امیرخانی در .... نوشته است و در آنجا اشاره به این موضوع دارد که از وسایل مدرن برای داستانویسی باید بهره برد، تایپ با کامپیوتر و نت برداری صوتی با موبایل)

بیشترین استفاده من برای ضبط صداست که برای کارم نت بردارم(دیدید!) یکی از استفاده‌های جدی‌ام از موبایل برای شمارش قدم هایم است.زانوهای من در فوتبال آسیب دیده. به خاطر همین باید وزن کم کنم. بنابراین از استپ-کانتر موبایل استفاده می کنم، قدم‌هایم را می‌شمارم تا بدانم چند کیلوکالری سوزانده‌ام.گاهی به جای تسبیح از شمارنده‌ی دیجیتالش استفاده می‌کنم. متن بعضی از زیارت‌هایی را که دوست داشته‌ام روی نوت موبایلم ریخته‌ام. جی پی اس هم که دنیایی است .. یعنی شکر خدا، ساعت و دفترچه و خودکار و ضبط صوت کوچک و قدم شمار ورزشی و گیرنده منفصل جی پی اس را فعلاً حذف کرده است، بشود کاری برای حلقه و انگشتر بکند، دیگر حرف ندارد!

لذت موسیقی را به هزار طریق می‌توانم جایگزین کنم. قسمت حلالش آنقدر وسعت داردکه من گرفتار قسمت حرامش نمی‌شوم،خیلی که هوس شرط‌بندی پیدا کنم،بلند می‌روم «گنبد کاووس» در کورس اسب‌دوانی سه‌پره و پنج‌پره شرط بندی می‌کنم.

(اینجا لازم به ذکر است که چند سوال پی در پی  در مورد موسیقی از امیرخانی می‌شود، اینکه به عنوان فردی دینی با موسیقی چطور تکلیفش را مشخص کرده است، که ایشان در نهایت به این جواب می‌رسند)

*فارغ از اینکه این کتاب مال 50 یا 100 سال پیش باشد، دغدغه من، دغدغه امروز است، مثلاً سر قیداردقیقا دغدغه امروز را دارم، اصلاً دغدغه‌ام، دغدغه دهه 50 نیست.

*راستش را بخواهید وجهه همت ورود من به نوشتن این بود که دینداری در فضای امروز را شرح دهم، یعنی فقط این هدف را دوست داشتم. والا چیزی در نوشتن نیست که آدم را خیلی تهییج کند و نگهش دارد.

*انسانی که الان تراز (متعادل) است، چه شکلی است؟ آدمی است که با یک اس ام اس می‌رود جلوی سفارت انگلیس، بعد فیلم گشت ارشاد را پایین می‌کشد، بعد دوتا مرگ بر فلانی می‌گوید. این انسان ناقص الخلقه است، بازی استقلال-پرسپولیس را هم نگاه می‌کند باید شعار سیاسی بدهد، این انسان، انسان تراز ما نیست.

*امروز باید با افتخار بگوییم بعضی از کتاب‌های دینی زمان شاه بهتر از کتاب‌های دینی امروز است. دلیلش شاه نیست، دلیلش این است که آنرا آقای باهنر نوشته اما کتاب دینی امروز را نمی‌دانیم کدام یکی از نورچشمی‌های کدام آقازاده زحمت کشیده.

*آخوندهایی که بیایند در خانواده‌های ما کم هستند، آخوندی که برای دعوای زن و شوهری به خانه های مردم بروند، وجود ندارد. چون گرفتاری‌های دیگری پیدا کرده‌اند. فکر می‌کنم در حوزه‌هابه تربیت روحانی برای خدمت به مردم بی‌اعتناییم.